أبو علي سينا ( مترجم : حكيم احمد الله خان دهلوى )
147
رسالة في الأدوية القلبية ( تفريح القلوب ) ( فارسى )
[ مقدمه مولف ] بسم الله الرحمن الرحيم حمد بىمنتهى مر خالقى را كه به حكمت بالغه و صنعت كامله قلب را صفائى و روح را ضياى بخشيده و مبداى قواى نفسانيه و مركب او گردانيده و در شراين و آورده جارى ساخته و بهر 1 عضوى از اعضاى بدنيه انداخته و درود لا يحصى 2 حكيم برگزيدهء او را كه امراض روحانى و اسقام نفسانى را به نسخه هدايت معالجه مىنمايد 3 و قلوب محزون مومنين 4 را بمفرحات عقبى 5 مسرور مىسازد و آل اطهار 6 او كه مالك دار الشفاى مصطفوىاند و وارث 7 مسند مرتضوى - اما 8 بعد مىگويد بنده خاكسار محتاج بخشايش خداوند غفار احمد اللّه كه چون رساله ادويه قلبيه رئيس المتاخرين شيخ ابو على رحمة اللّه 9 كه مشتمل بر قواعد 10 شريفه و فوايد لطيفه بود خواست [ كه 11 ] آن را به زبان فارسى ترجمه كند و حتى المقدور در حل مشكلات و توضيح مجملات او كوشد تا خلق كثير منتفع شود 12 و نام فقير بخير برند - فرد 13 غرض نقشى است كز ما ياد ماند * كه هستى را نمىبينم بقائى و آن را به تفريح القلوب نام 14 نهاده و اللّه ولى 15 التوفيق فصل : [ تجويف ايسر قلب 16 ] حق تعالى 17 تجويف ايسر را از دو تجويف قلب خزانه روح و معدن تولد او گردانيده [ و ] 18 روح را مركب قواى نفسانيه ساخته تا بواسطه او [ در ] 19 جميع اعضاى 20 بدنيه سرايت كند و تعلق اول قواى نفسانيه را 21 مختص به روح نموده و تعلق ثانى را به اعضا پيدا 22 ساخته است . روح را از لطيف اخلاط و بخاريت او چنان كه جسد را از كثيف اخلاط و ارضيت 23 آن . پس نسبت روح بسوى صفوت اخلاط چون نسبت بدن بكثافت اخلاط بود و چنانچه 24 پيدائش اعضا از اخلاط نمىشود مگر بعد امتزاجى 25 كه مودى به صورت واحده مزاجيه 26 باشد تا كه 27 بسبب او ممتزج را استعداد 28 قبول حالاتى پيدا شود كه سابق بسبب بسايط نبود 29 همچنين تولد روح از صفوت اخلاط صورت نهبندد مگر بعد امتزاج اصناف اربعه آن 30 كه مودى به صورت واحده مزاجيه بود 31 تا كه 32 ارواح بسبب آن 33 استعداد قبول قواى نفسانيه يابند كه اولا از بسايط استفاده نهكردهاند و مبداى فيضان قواى فيض الهى است كه هرما 34 بالقوت را وقت كمال استعداد